تبليغاتX
نشریه الکترونیکی آریا

خدایا: عقیده‌ی مرا ازدست " عقده‌ام"مصون بدار.

خدایا: به من قدرت تحمل عقیده‌ی "مخالف" ارزانی کن.

خدایا: رشدعقلی وعلمی مرا از فضیلت "تعصب"، "احساس" و "اشراق" محروم نساز.

خدایا: مرا همواره آگاه وهوشیار دار تا پیش ازشناختن درست وکامل کسی با فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.

خدایا: جهل آمیخته باخودخواهی و حسد مرا رایگان ابزار قتاله‌ی دشمن برای حمله به دوست نساز.

خدایا: شهرت منی را که:"می‌خواهم باشم" قربانی منی که " می‌خواهند باشم" نکن.

خدایا: خودخواهی را چندان درمن بکش یا درمن برکش تاخودخواهی دیگران را احساس نکنم واز آن در رنج نباشم.

خدایا: مرا در ایمان، اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق باشم.

خدایا:به من تقوای ستیز بیاموز تا درانبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم‌دار تا در خلوت عزلت نپوسم.

خدایا: مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان. اضطراب‌های بزرگ، غم‌های ارجمند و حیرت‌های عظیم را به روحم عطا کن.
+ نوشته شده توسط دانیال در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:55 |

پسر بچه هشت ساله ای به پیرمردی که بالای یک چاه ایستاده بود نزدیک شد , چشم در چشمش دوخت و به او گفت : من می دونم که شما خیلی عاقل هستید .دلم می خواد راز زندگی رو از زبون شما بشنوم.

پیرمرد نگاهی به پسر بچه انداخت و جواب داد من سرد و گرم زندگی رو چشیده ام و به این نتیجه رسیده ام که راز زندگی در چهار کلمه خلاصه شده .

 

اولین کلمه اندیشیدن است . همیشه به ارزشهایی فکر کن که دلت می خواد زندگی رو بر پایه اون ارزشها بسازی.

 

دومین کلمه باور داشتن است. وقتی به ارزشهایی فکر کردی که دلت می خواد زندگی رو بر پایه اونها بنا کنی و همه رو مشخص کردی , خودت را باور کن .

 

سومین کلمه در سر داشتن رویا است. تنها رویای خواسته هایی را در سر داشته باش که بر اساس باور داشتن خود و ارزشها یی که می خواهی زندگی ات رو بر پایه اونها بنا کنی شکل گرفتن .

 

چهارمین کلمه شهامت است وقتی که خودت رو باور کردی و به ارزش وجودی خودت کاملا پی بردی نوبت به اون می رسه که با شهامت هر چه تمام تر رویاهات رو به واقعیت تبدیل کنی

 

و در پایان اضافه کرد پسرم این چهار کلمه رو فراموش نکن  

فکر کردن  باور داشتن  در سرداشتن رویا  و بالاخره شهامت .
+ نوشته شده توسط دانیال در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:43 |

سال ،۲۰۰۷ شروعی تازه برای خرابکاران اینترنتی و هکرها بوده است تا علاوه بر افزایش تنوع عملکردهای غیرقانونی، روش های تخریبی عجیب و نامتعارفی را نیز برحسب خلاقیت شخصی خود ابداع کرده و مورد استفاده قرار دهند تا روش های نفوذ و تخریب بدافزارهای رایانه ای نیز، به مراتب متنوع تر، متفاوت تر و نامتعارف تر از گذشته باشد. مهم ترین این ویروس های عجیب و غریب، منتشر شده که در زیر می بینید:

 

● ویروس موعظه گر!

کرم رایانه ای USBToy.A، با نفوذ به سیستم ها و در کنار فعالیت های تخریبی خود به تبلیغ دینی و ارشاد مذهبی کاربران می پردازد. به عنوان مثال این بدافزار، در هنگام راه اندازی سیستم عامل، آیه هایی از انجیل را برای کاربر نمایش داده و برای مردم جهان، رستگاری الهی آرزو می کند!

 

● ویروسی که زیاد می دانست!

تروژان Burglar. A، علاوه بر سرقت رمزهای عبور و اطلاعات محرمانه دیگر، مشخصات دقیق جغرافیایی، اطلاعاتی و رایانه ای کاربران مورد حمله خود را به آنها اطلاع داده و به منتشر کننده خود ارسال می نماید.

 

● کدمخرب، با آرزوهای بزرگ!

کد مخرب Army Movement که به طور خاص در ترکیه مشهور شد، با ارسال پی درپی پیغام های غیرواقعی به کاربران به زبان ترکی، ادعا می کرد که دستمزد کارکنان دولت در آینده تا سقف ۵۰ درصد زیاد می شود! کرم Rinbot.B بازتاب گسترده ای در رسانه های جهان داشت، زیرا علاوه بر تخریب وسیع سیستم، با نمایش یک مصاحبه تخیلی (اما کاملاً حرفه ای) با خبرگزاری CNN، از دلایل و انگیزه های خالق و منتشرکننده خود، خبر می داد.

 

● سارق چیره دست!

هیچ نوع فایل، داده و یا اطلاعات مهم و حساس، از چشمان تیز بین XPCSpy، در امان نیست. عبارت های تایپ شده در صفحات وب، اطلاعات مربوط به پنجره های بازشده، برنامه های اجراشده، وب سایت های مرورشده و یا حتی ای میل های خوانده شده توسط کاربر، بخشی از مواردی است که این کد خطرناک، سرقت می کند.

 

●ویروس شوخ طبع!

ویروسKetawa.A به جای اجرای عملکردهای تخریبی و ایجاد اختلال در فعالیت سیستم، با استفاده از زبان مالایایی به ارسال لطیفه های پی درپی برای کاربر و تشویق وی به خندیدن می پردازد. ویروس Gronev.A که سراغ جستجوگران موسیقی در اینترنت می رود، برنامه Media Player را به طور خودکار اجرا کرده و شروع به نواختن یک سمفونی زیبا و مشهور با عنوان Lagu، می کند. در حالی که کاربر نگون بخت به قطعه دلنواز و درحال پخش، گوش می دهد، رایانه وی به تدریج با تخریب و اختلال شدیدی مواجه می شود! سینما همیشه علاقه مندان حرفه ای و پروپاقرص خود را داشته است.

طراحان و منتشرکنندگان Harreinx.A و Pirabbian.A با هدف قراردادن دوستداران این هنر و ادعای دانلود رایگان فیلم های پرفروش و پرطرفدار، کاربران را به کلیک بر روی لینک های آلوده تحریک می کنند! آرزو کنید رایانه شما هیچ وقت توسط ویروس BotVoice.A بی رحم آلوده نشود، دوم این که امیدوار باشید لااقل هنگام ورود ناگهانی این کد به رایانه، بلندگوهای سیستم خاموش باشند. وگرنه BotVoice.A ، حضور خود را با صدایی بلند به کاربر اعلام کرده و تا وقتی که کلیه فایل ها و داده های مهم سیستم را پاک کند، جملات خود را پی درپی تکرار می کند.

+ نوشته شده توسط دانیال در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:43 |

شریعتی از تولد تا شهادت:

دکتر علی شریعتی در دوم آذر ماه سال هزار و سیصد و دوازده در روستای کاهک از توابع سبزوار به دنیا آمد . پدرش محمد تقی شریعتی از محققان و نویسندگان دینی معاصر و مادرش زهرا امینی است .

دوران دبستان را در مزینان گذراند و برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان وارد دبیرستان فردوسی مشهد شد و در سال 1329 وارد دانشسرای مقدماتی مشهد شد. در سال 1331 دانشسرای مقدماتی را به پایان رساند و اقدام به تاسیس انجمن اسلامی دانش آموزان نمود.

در سال 1332 به عضویت نهضت مقاومت ملی در آمد و در سال 1333 موفق به اخذ دیپلم کامل ادبی شد و در همان سال اولین کتاب خود را که ترجمه ای از یک کتاب بود به چاپ رساند.

دکتر علی شریعتی در سال 1334 وارد دانشکده ادبیات مشهد شد و در همان سال اقدام به انتشار یکی از انقلابی ترین کتابهای خود یعنی ابوذر غفاری نمود .

در سال 1336 به همراه عده ای از اعضای نهضت مقاومت ملی در مشهد دستگیر شد و در سال 1337 از دانشکده ادبیات با رتبه اول فارق التحصیل شد و با یکی از همکلاسیان خود به نام پوران شریعت رضوی ازدواج کرد .

دکتر علی شریعتی در سال 1338 با بورسیه دولتی برای ادامه تحصیلات عازم فرانسه شد و در آنجا هم دست از مبارزه بر نداشت و به سازمان آزادیبخش الجزایر پیوست و به همین دلیل مدتی را در زندان فرانسه به سر برد و در همانجا بود که با افکار نوین افرادی چون سارتر و فانون و ... آشنا شد .

در سال 1341 بود که به همکاری با جبهه ملی و نهضت آزادی و نشریه ایران آزاد پرداخت و به همین دلیل پس از پایان تحصیلات و اخذ مدرک دکتری در رشته تاریخ و مراجعت به ایران در مرز دستگیر شد ولی پس از مدتی آزاد شد و به همکاری با اداره فرهنگ پرداخت و پس از آن به عنوان کارشناس بررسی کتب درسی منسوب شد .

اوج فعالیتهای دکتر در سال 1345 هنگامی که به عنوان استادیار رشته تاریخ دانشکده مشهد برگزیده شد ، شروع شد و در سال 47 بود که به سخنرانیهای آتشین خود در حسینیه ارشاد پرداخت و به همین علت در سال 52 به مدت 18 ماه در زندان انفرادی شهربانی بود. که پس از آن از سخنرانی منع و خانه نشین شد و مجبور به ترک ایران شد که متاسفانه این سفر دیگر بازگشتی نداشت .

 

دکتر علی شریعتی در سحرگاه 29 خرداد 1356 در سوت همپتون انگلیس جان به جان آفرین تسلیم می کند و دوستان و آشنایان با افکارش را در غمی بزرگ فرو می برد.

روحش شاد ویادش گرامی باد

+ نوشته شده توسط دانیال در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:32 |

 
آدولف هيتلر........................ديكتاتور آلمان.................................نقاش پوستر
آلبرت انيشتن.......................فيزيكدان........................................منشي اداره ثبت
الويس پريسلي.....................خواننده.........................................راننده كاميون
او هنري............................نويسنده........................................گاوچران
جرالدفورد .........................رئيس جمهور آمريكا........................مانكن لباس مردانه
جوزپه گاريبالدي..................انقلابي ايتاليايي..............................ملوان
جيمي كارتر.......................رئيس جمهور آمريكا.........................بادام كار
رونالد ريگان.....................رئيس جمهور آمريكا........................هنرپيشه سينما
شون كانري...................... هنرپيشه سينما................................بنا و راننده كاميون
 كلارك گيبل.......................هنرپيشه سينما...............................چوب بر
ويليام فالكنر........................نويسنده.......................................نقاش ساختمان
گاندي...............................رهبر فقيد هند................................وكيل دادگستري
جرج واشنگتن....................اولين رئيس جمهور آمريكا..................كشاورز
نادرشاه افشار.....................موسس سلسله افشاريه......................پوستين دوز
يعقوب ليث.........................سرسلسله صفاريان..........................رويگر
امير اسماعيل ساماني............سرسلسله امراي ساماني....................ساربان
آلپتكين..............................سرسلسله غزنويان...........................غلام زر خريد
فرخي سيستاني...................شاعر مشهور ايران.........................كارگر كشاورز
پانديت نهرو......................نخست وزير هند..............................وكيل دادگستري
موسوليني.........................ديكتاتور ايتاليا................................روزنامه نويس
ساموئل مورس...................مخترع آمريكايي.............................نقاش
جك لندن...........................نويسنده آمريكايي............................كارگر كشتي
آلبر كامو..........................نويسنده فرانسوي............................معلم
ريچارد نيكسون.................رئيس جمهور آمريكا.........................وكيل دادگستري
آبراهام لينكلن....................رئيس جمهور آمريكا.........................هيزم شكن
گي دو موپاسان..................نويسنده آلماني................................كارمند دريا داري
چارلز ديكنز.....................نويسنده انگليسي..............................منشي
آناتول فرانس....................نويسنده فرانسوي............................كتابفروش
مولير..............................نويسنده بزرگ فرانسوي..................هنرپيشه
هربرت جرج ولز ..............نويسنده بزرگ انگليسي....................شاگرد بزاز
ارنست همينگوي...............نويسنده بزرگ آمريكايي...................خبرنگار
ويليام شكسپير...................نويسنده بزرگ انگليسي...................هنرپيشه سيار
فيدل كاسترو.....................رئيس جمهور كوبا..........................دانشجوي حقوق
كاردينال ريشيلو................صدر اعظم معروف فرانسه.............. كشيش
 ناپلئون بناپارت.................امپراطور فرانسه............................افسر توپخانه
كريم خان زند....................موسس سلسله زنديه........................تير انداز سپاه نادر شاه
ميرزا تقي خان امير كبير.....صدر اعظم ناصرالدين شاه................منشي
ژاندارك..........................شخصيت نيمه مذهبي و قهرمان فرانسوي.................چوپان
هانري فورد.....................كارخانه دار آمريكايي......................ساعت ساز
توماس اديسون..................مخترع بزرگ آمريكايي....................تلگرافچي
آلفرد نوبل....................... بنيانگذار جايزه نوبل...................... كارگر كارخانه
والت ديزني......................مخترع سينماي انيمشن.....................پادوي مغازه
ميكلانژ...........................نقاش مجسمه ساز ايتاليايي.................سنگ تراش

+ نوشته شده توسط دانیال در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:36 |

در زمان ها ي گذشته ، پادشاهي تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و براي اين كه عكس العمل مردم را ببيند خودش را در جايي مخفي كرد. بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از كنار تخته سنگ مي گذشتند. بسياري هم غرولند مي كردندكه اين چه شهري است كه نظم ندارد. حاكم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است و ... با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط برنمي داشت . نزديك غروب، يك روستايي كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد.

بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرار داد. ناگهان كيسه اي را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا كرد. پادشاه در ان يادداشت نوشته بود : " هر سد و مانعي ميتواند يك شانس براي تغيير زندگي انسان باشد "

پس اگر در زندگی سدی مانع راه ما بود از کنار با بی عتنائی و یا با غرولند از کنار آن نگذریم بلکه با شجاعت با آن مبارزه کنیم و آن را برطرف کنیم

+ نوشته شده توسط دانیال در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:43 |

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازند

گلویم سوتکی باشد به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی

دم گرم خموشش را در گلویم بفشارد

وخواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند دائم

سکوت مرگبارم را

+ نوشته شده توسط دانیال در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:10 |